معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٥ - انتخاب رشته، انتخاب آينده - عابدی الهام
انتخاب رشته، انتخاب آينده
عابدی الهام
دانشجوي کارشناسي حقوق
بارها شنيدهايم که گفتهاند؛ آدمي، موجودي است مختار و انتخابگر، و اصولاً وجه تمايز انسان با ديگر موجودات را در همين قوهي اختيار او دانستهاند و او را حيواني انتخابگر ناميدهاند. از مباحث فلسفي مربوط به انسان و حوزهي اختيارات او که بگذريم، به جايگاه و نقشي که اين نيروي منحصر به فرد، در زندگي بشر بازي ميکند، ميرسيم؛ تأثيراتي که گاه پيامدهاي يک تصميم بر زندگي فرد ميگذارد و گاهي دامنه و عمق اين تأثيرات آنقدر زياد است که تا آخر زندگي با فرد همراه هستند و پايه و زيربناي ديگر تصميمهاي او را در آينده بنا مينهند. يکي از اين انتخابهاي سرنوشتساز، که بسياري در ابتداي دورهي جواني ناگزير از آن هستند، انتخاب رشتهي تحصيلي و به دنبال آن انتخاب شغل مناسبي است که در درجهي اوّل با استعدادها و تواناييهاي آنها همخواني داشته باشد و در درجهي دوم، پاسخگوي نيازهاي مادي و روحي آنها و بعد خانواده در طول زندگيشان باشد.
بر اين اساس، روشن است يکي از محورهاي اصلي و مهم زندگي هر جوان، انتخاب يک رشتهي تحصيلي تخصصيِ کارآمد است، به طوري که برخورداري از آيندهي شغلي مناسب، انتخاب همسر، سبک و سطح زندگي و بسياري از ديگر انتخابهاي بعدي در طول زندگي او تحت تأثير همين انتخاب خواهد بود. مطمئناً در دنياي اشباع از اطلاعات و مشاغل تخصصي امروز، لازمهي يک انتخاب درست و دقيق، برخورداري از سطح بالايي از آگاهيهاي عمومي و تخصصي و نيز مهارتهاي ارتباطي به منظور بهرهگيري از تجربيات ديگران است، که اين مهم، با مطالعه و تجربه به دست ميآيد، هر چند امروزه با بهرهگيري از رسانههاي جمعي و همچنين مؤسسات آموزشي و مشاورهي تحصيلي بهصورت رايگان يا حداکثر با پرداخت مبالغ بسيار ناچيزي ميتوان از تجربهي انباشتهي بشري در اين خصوص بسيار استفاده کرد.
سؤال اساسي اين است که واقعاً چند درصد داوطلبان ورود به دانشگاه، بر اساس علايق واقعي خود، دست به انتخاب رشته ميزنند. با توجه به تعداد بسيار زياد متقاضي جوان خواهان ورود به دانشگاه در ايران، هر ساله، سيل عظيم قشر مشتاق ورود به دانشگاه و عدم توسعهي دانشگاهها از يک سو و تخصصي شدن مشاغل، پايين بودن فرصتهاي شغلي، مشکلات اقتصادي، اجتماعي و رواني از سوي ديگر، عواملي هستند که بخشي از اين جمعيت را ناگزير به عدم انتخاب يا انتخاب نامناسب رشتهي تحصيلي ميکنند.
با چه ابزاري دست به انتخاب بزنيم؟
اين که چگونه و با در نظر گرفتن چه عواملي بايد اقدام به انتخاب رشتهي تحصيلي کرد که هم منطبق با علايق و شرايط زندگي ما باشد و هم آيندهي شغلي مناسبي را برايمان رقم بزند، مسئلهاي است که به اين سادگي نميتوان از کنار آن گذشت و بايد با بررسي دقيق و نگاه ريزبينانه به اين حوزه وارد شد تا در آينده، از تأثيرات نامطلوب يک انتخاب نادرست، مصون بمانيم.
معمولاً هر فرد اهداف کوتاهمدت و بلندمدتي را براي خود پيشبيني ميکند که شغل آيندهي او ميتواند يکي از اين اهداف بلندمدت باشد. هر چند عدهاي، از همان آغاز نوجواني به شغل آزاد روي آورده و بر اساس علايق و توانمنديهايشان حرفهي مورد علاقهي خود را انتخاب ميکنند، بسياري نيز ادامهي تحصيل را برگزيده و به دنبال انتخاب رشتهي دانشگاهي مناسب هستند. از ميان کساني که موفق به عبور از سدّ کنکور و ساير مشکلات ورود به دانشگاه ميشوند، تعداد بسياري به دليل نارضايتي از رشتهي تحصيلي خود، يا از ادامهي تحصيل منصرف ميشوند و يا نااميدانه تن به ادامهي تحصيل اجباري در آن رشته ميدهند.
«جکسون» (١٩٨٢) در تبيين رفتارهاي دانشجويان در جهتگيريهاي بعد از آموزش متوسطه معتقد است که دانشجويان دانشگاههاي آمريکا در جريان انتخاب رشته در هالهاي از عوامل قرار ميگيرند که ممکن است در هر مرحله آنان را با شکست يا موفقيت مواجه کند. برخي از اين عوامل مثل خصوصيات خانوادگي و فردي تحت کنترل دانشجو نيستند؛ امّا عواملي همچون نظر افراد مطلع و مرجع، سياستها و راهبردهايي که فرد به منظور تماس با دانشگاه براي انتخاب رشته در پيش ميگيرد، يا فعاليتهايي که براي پيشرفت تحصيلي خود انجام ميدهد و همچنين نحوهي اثرپذيري دانشجويان از منابع و افراد مطلع، بهطور ارادي انجام ميگيرد. اين منابع و افراد مطلع ممکن است دوستان، معلمان، مشاوران و والدين باشند.
مطالعه دربارهي دلايل انتخاب رشتهي تحصيلي و نارضايتي از آن، در کشور ايران پديدهي تازهاي نيست. در پژوهشي که در سال ١٣٤٢ روي ١٦٦ دانشجو از رشتههاي مختلف انجام شد اين نتايج به دست آمد: ٣٧ نفر مزاياي مادي، ٢٩ نفر کسب عنوان اجتماعي، ٩ نفر کسب مدرک تحصيلي (بدون در نظر گرفتن نوع آن)، ٤٣ نفر کسب معلومات در رشتهي معين، ٢٥ نفر به دست آوردن شغل، و ٢٣ نفر کسب معلومات بيشتر را بهعنوان دلائل ادامهي تحصيل خود عنوان کردهاند (کتابچي، ١٣٤٣).
پژوهشي که در سال ١٣٧٢ روي تعدادي از دانشجويان مقطع کارشناسي کتابداري انجام شد نشان ميدهد که مهمترين عامل انتخاب اين رشته توسط دانشجويان، رتبهي آزمون داوطلب بوده، و ٦٦ درصد دانشجويان، آن را علت عمدهي انتخاب اين رشتهي تحصيلي دانستهاند. عوامل ديگر مانند تشويق والدين، امکان ادامهي تحصيل در مقاطع بالاتر، توصيهي دوستان و آشنايان، و علاقه به کتاب بهطور مساوي مورد اشاره قرار گرفته است. ٥٠ درصد پسران و ٤٠ درصد دختران اصلاً به اين رشته علاقه نداشتند و تنها ١٥ درصد از دانشجويان از شناخت لازم براي انتخاب اين رشته برخوردار بودند و ٨٥ درصد بقيه با شناخت اندک يا بدون شناخت، اين رشته را انتخاب کرده بودند (مشهدي تفرشي، ١٣٧٢).
حال، اينکه چه عواملي در اين انتخاب تأثيرگذارند و براي اينکه يک انتخاب رشتهي موفق داشته باشيم، بر اساس چه معيارهايي بايد تصميمگيري کنيم، بحثي است که در اين مقاله به آن خواهيم پرداخت.
بهطور کلي، دو دسته عوامل (دروني و بيروني) در انتخاب رشته تأثيرگذارند:
الف. عوامل دروني(شخصي)
١. علاقه: از مهمترين عواملي که روانشناسان و برنامهريزان آموزشي بر آن تأکيد بسيار دارند، علاقه است؛ زيرا اين عامل سبب ميشود تا فرد با انرژي و نشاط بيشتر در رشتهي انتخابي خود فعاليت کند و به دنبال آن، خلاقيت و ابتکارش را در خدمت شغل و جامعه به کار گيرد. بنابراين کساني که در موقعيت انتخاب رشته قرار دارند، بايد سعي کنند از ميان رشتههاي متنوع دانشگاهي، رشتههايي را در اولويت انتخاب قرار دهند که به علايق واقعي آنها نزديکتر است.
٢. استعداد: از قديم گفتهاند: «هرکسي را بهر کاري ساختند...». بهطور کلي همهي انسانها از امکانات ذهني مساوي برخوردارند؛ ولي در برخي موارد، تواناييهاي متفاوتي را از خود نشان ميدهند. به اين گونه تواناييهاي مختلف که منحصر به افراد ويژهاي ميشود، «استعداد» ميگوييم. بر اين اساس، هيچ انسان بدون استعدادي وجود ندارد و هر فرد، حتماً در يک يا چند عرصه توانايياش نسبت به ساير تواناييهاي او خاصتر است. مسئلهي مهم در اينجا، اين است که افراد بتوانند استعدادهاي خود را شناسايي و بر اساس آن، دست به انتخاب بزنند.
اين که فردي بخواهد تنها بر اساس تمايل و علاقهي خود به يک رشتهي خاص (بدون در نظر گرفتن استعدادها و تواناييهايش)، دست به انتخاب رشتهاي بزند، کار درستي نيست. مطمئناً در اين زمينه، توجه به يک رشتهي متناسب با شرايط جسمي، خانوادگي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و... است که يک انتخاب درست را پيش روي ما قرار خواهد داد؛ وگرنه، چه بسا با در نظر گرفتن علاقهي محض در انتخاب يک رشتهي تحصيلي (به دليل عدم وجود استعدادها و تواناييهاي لازم براي اجراي آن کار)، باعث ناکارآمدي و مشکلات و ناکاميهايي در آينده خواهد شد. به همين دليل است بيشتر افرادي که شناخت دقيقي از استعدادهاي خود ندارند، معمولاً آدمهاي موفقي نيستند. هر چند ممکن است در رشتهاي که در آن مشغول به تحصيل هستند، تلاش زيادي هم انجام دهند، در حد متوسط به پايين ميمانند و هيچ وقت، به آنجايي که ميخواهند نميرسند.
٣. شناخت: عامل فردي ديگري که در انتخاب مؤثر است شناخت و آگاهي از رشتههاست. دانشجويان بايد با شناخت و آگاهي کافي از رشتههاي مختلف تحصيلي دست به انتخاب بزنند. اين شناخت، اين اجازه را به آنها ميدهد که از ميان رشتههاي موجود، رشتههايي را که با علايق، استعدادها و ديگر عوامل فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و... آنها سازگار است، انتخاب کنند.
آسيبي که از اين زاويه متوجه افراد ميشود، اين است که گاهي بدون آگاهي و شناخت از رشتهها ممکن است در فرد انگيزه يا علاقهي کاذب ايجاد شود و او را در مسير انتخاب رشتهاي قرار دهد که هر چند بسيار مورد علاقهي او هم است، اما تواناييهاي لازم براي احراز آن رشته را ندارد.
امروزه به راحتي ميتوان از طريق مراکز مشاورهي تحصيلي، رسانههاي گروهي، تماس با دانشگاههايي که مجري رشتههاي مورد نظر هستند، ارتباط با فارغالتحصيلان يا دانشجويان رشتههاي مزبور و... در مورد انواع رشتهها اطلاعات کافي به دست آورد و با ديدي باز رشتهي تحصيلي خود را انتخاب کرد.
ب. عوامل بيروني (اجتماع)
علاوه بر عوامل مرتبط با ويژگيهاي اخلاقي و توانايي شخصي افراد، يک سري عوامل بيروني و اجتماعي نيز وجود دارند که در انتخاب آنها تأثير ميگذارند. اين تأثيرگذاري محدود به انتخاب رشته نيست و اين گونه عوامل در ساير انتخابهايي که در طول زندگي در برابر انسانها قرار ميگيرند، نيز تأثيرگذارند. بنابراين، بهتر است که افراد، با اين گونه عوامل آشنايي کافي داشته باشند، تا در مواقع ضروري، بتوانند با تجزيه و تحليل شرايط و در نظر گرفتن جوانب مختلف، انتخابي درستتر داشته باشند. از جمله عوامل بيروني، ميتوان به خانواده، گروه دوستان و همسالان، مراکز آموزشي مانند مدرسه و جامعهاي که فرد در آن زندگي ميکند و بهصورت مستقيم بر او تأثير ميگذارند، اشاره کرد که در ادامه به چند مورد از مهمترين آنها اشاره ميکنيم:
١. اشتغال(بازار کار):
مطمئناً هدف بيشتر افراد از انتخاب رشتهي تحصيلي، فراهم آوردن زمينهاي مناسب براي احراز يک موقعيت شغلي مناسب و ورود به بازار کار است. بنابراين، شايد بتوان گفت مهمترين عامل اجتماعي، که توجه داوطلبان را قبل از انتخاب رشته به خود جلب ميکند، آيندهي شغلي آن رشته است.
با توجه به اينکه زمينههاي فعاليت در مشاغل مختلف با يکديگر متفاوت است، داوطلبان با در نظر گرفتن آيندهي شغليِ رشتهاي که انتخاب ميکنند، بايد توجه داشته باشند که از نظر فيزيکي و روحي، شرايط فعاليت در شغلي را که آن رشته بدان منتهي ميشود داشته باشند؛ زيرا برخي از رشتهها توانايي بدني خاصي را ميطلبند و بعضي ديگر نيازمند آمادگي روحي و توانايي سخنوري و... هستند، مثل: معلمي يا رشتهي حقوق و...
٢. امکانات مراکز آموزشي: از عواملي که ممکن است در هنگام انتخاب رشتهي تحصيلي توجه دانشجويان را به خود جلب کند، امکاناتي است که دانشگاهها در اختيار دانشجويان خود قرار ميدهند و بدين وسيله رفاه دانشجويان را تأمين ميکنند؛ امکاناتي از قبيل وجود خوابگاه، درجهي علمي دانشگاه و اساتيد، اهداي کمک هزينهي آموزشي و... از جمله عواملي است که افراد بايد هنگام انتخاب رشته به آن توجه داشته باشند.
٣. عنوان اجتماعي رشتهي تحصيلي: گاهي براي يک داوطلب عنوان برخي از رشتهها مهم و جذاب ميشود و اين موضوع به خاطر تأکيدي است که جامعه بر اين گونه رشتهها دارد؛ به اين معني که بعضي رشتهها به مرور زمان در يک جامعه بهعنوان رشتههاي پرطرفدار شناخته شده و براي جوانان مهم ميشود؛ زيرا اين رشتهها به دنبال خود عناوين و القاب و حتي امتيازهايي را ميکشند که کششي کاذب در داوطلبان ورود به دانشگاه ايجاد ميکنند و اين توانايي را دارند که او را از مسير تصميمگيري صحيح و عاقلانه (مطابق با استعدادها و توانايي علمي و هدف داوطلب) منحرف کنند.
با توجه به مطالبي که بيان شد، اگر داوطلبان به اين نکته توجه داشته باشند که انتخاب رشته، بر وضعيت شغلي، اجتماعي، اقتصادي و... آنها بعد از فارغالتحصيلي تأثير خواهد گذاشت، در انتخابشان دقت و حساسيت بيشتري خواهند داشت و تمام جوانب دروني و بيروني لازم براي اين انتخاب سرنوشتساز را مورد بررسي قرار خواهند داد.
٤. خانواده: معمولاً کانون خانواده، بهترين مکان، براي همفکري و موفقيت داوطلب براي انتخاب رشتهي مناسب تحصيلي است؛ زيرا افراد خانواده (بهويژه والدين)، بهتر از هر کس ديگري از علايق، روحيات و استعدادهاي فرزندانشان آگاهي دارند و ميتوانند بهترين مشاور براي آنها باشند. بنابراين، به جوانان توصيه ميشود از نقش تأثيرگذار خانوادهي خود در مشورتگيري جهت انتخاب رشته کوتاهي نکنند.
متأسفانه مشاهده شده است که در پارهاي موارد، والدين، فرزندان خود را مجبور ميکنند تا رشتهي تحصيلي خاصي را انتخاب کنند. اين والدين شايد به دنبال آرزوهاي خودشان هستند؛ آرزوهايي که به آنها نرسيدهاند و فکر ميکنند فرزندان آنها مسئوليت دارند تا آرزوي والدين را برآورده کنند.
منظور از اين گفته که والدين نبايد فرزندان خود را وادار به انتخاب رشتهي خاصي کنند، به هيچ وجه به معني عدم مشارکت آنان در سرنوشت فرزندشان نيست، بلکه وظيفهي آنها تنها دادن مشاوره و راهنمايي به فرزندشان است، و در نهايت بايد تصميم نهايي را بر عهدهي خود فرد بگذارند و به هيچ وجه او را وادار به پذيرش نظر خودشان نکنند.
منابع:
- انتخاب رشته، انتخاب آينده، سازمان سنجش و آموزش کشور، ١٣٨٨.
- آبام، زويا، «عوامل مؤثر در انتخاب رشتهي تحصيلي و تغيير نگرش دانشجويان کتابداري و روانشناسي باليني در دانشگاه شهيد چمران اهواز»، فصلنامهي کتابداري و اطلاعرساني، شمارهي دوم، جلد ٦.
- صالحي، پرويز (١٣٦٩)؛ «بررسي ويژگيها و گرايشها و مسائل آموزشي و دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي ايران»، تهران: مرکز تحقيقات علوم بهداشتي دانشگاه علوم پزشکي ايران.
- قاليچي خواجوي، اقبال (١٣٥٩)؛ «ميزان رضايت از انتخاب رشتهي تحصيلي مددکاري در بين دانشجويان مددکاري در مقطع ليسانس»، پاياننامهي کارشناسيارشد مدرسهي عالي خدمات اجتماعي.
- کتابچي، حسين (١٣٤٣)؛ «بررسي دربارهي هدف دانشجويان دانشگاه از انتخاب رشتهي تحصيلي خود»، پاياننامهي کارشناسي ارشد مؤسسهي مطالعات و تحقيقات اجتماعي، دانشگاه تهران.